آمده، خيلي اصوليتر از متن لاتين آن است. قصههاي خيالي حذف شده و رويهمرفته خيلي بهتر و علميتر از اولي است و درحدود سال 1360 نوشته شده است.
رودلـف فـرامينـزبرگـي
رودلف فرامينزبرگي1. راجع به اوايل زندگي او چيزي نميدانيم، جز اين كه از شهسواران باواريايي بود. او در سال 1346 از لاندزهوت (در كرانهٴ ايزار، باوارياي سفلا) به فلسطين رفت و برگشت. در آنجا از كوه سينا بالا رفت. پس از بازگشت سفرنامهاي نوشت و به مقايسههاي بسياري ميان شهرهاي خاور نزديك و آلمان پرداخت، ميان غزه و لاندزهوت، اسكندريه و راتيسبن، كوه سينا و پُـگِـن (؟)، نيل و دانوب و غيره. اشارات كمي به اعتبار روزافزون ونيز در خاور نزديك و بهطور كلي دربارهٴ اوضاع اقتصادي دارد؛ فهرست كاملي از هزينهٴ سفر خودش داده كه شامل 346 فلورين است، 4 فلورين كمتر از آنچه با خود برده بود. توصيفش از نقاط مختلف هيچ مطلب غيرعادي يا نوي ندارد.
ب. جغـرافيـاي بيـزانسـي
آنـدريـاس ليبـادِنـوس
آندرياس ليبادِنوس.2 سرگزارشنويس و بايگان كليساي جامع شهر طرابوزان، در زمان باسيليوس اول و آلكسيوس سوم (امپراتوران طرابوزان 1333 ـ 1340 و 1350 ـ 1390) ميزيست. مهمترين تأليفش كتابي است در جغرافيا بهصورت محاورهاي با دوستانش (و كمي هم به شكل خطابه)، كه در آن سفري از قسطنطنيه به مصر و فلسطين و بازگشت به قسطنطنيه و طرابوزان را توصيف ميكند.
از اين لحاظ، علاوه بر جنبهٴ جغرافيايي، فوايد تاريخي هم دارد، زيرا ليبادنوس آن را در دوران پرمشقت پس از مرگ باسيليوس در سال 1340 نوشته است و در آن باره اطلاعاتي بهدست ميدهد. شهرت طرابوزان را در آن زمان بهعنوان مركز مطالعات علمي تحسين ميكند.
ليبادنوس علاوهبر كتاب تاريخ جغرافيا، كتابي در اقرار به ايمان، مناجات، نامههايي به گراسيموس اسقف كراسوس،3 اشعار ديني و غيره نوشت.
استپـان نـوگـورودي
استپان نوگورودي.4 زاير روس كه در زمان بِطريقي ايسيدور اول (1347 ـ 1349)، با هشت